تبليغاتX
یه عاشق

یه عاشق

 
 
About Me

وقتی عشق می آید كسی نمی بیند ولی وقتی میرود همه می بینن

عاشقشم

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
جمعه بیست و ششم بهمن 1386
گوگل و روز والنتاين

امروز گوگل علاوه بر تغییر لوگوی اصلی خودش چند تا چشمه دیگه هم رو کرد. اول از همه چیزی که انتظارش هم می رفت لوگوی سایت گوگل:

مفهوم این طرح هم به عهده خودتون…
سایت معروف یوتیوب هم امروز لوگوش رو عوض کرد:

youtube.jpg

گوگل مپ هم یه تغییر کوچیک و جالب از خودش بروز داده:

maps.jpg

اما شاید جالبترین قسمت سرویس آفیس گوگل باشه که قسمت مدیریتش رو تغییر داده:

docs.jpg

راستی امروز وردپرس هم بیکار ننشسته بود:

wordpress.png

+ نوشته شده در  ساعت 11:40  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
تا مهرگان داریم به والنتاین نیازی نداریم

مقاله ای از سایت اریا بوم

http://www.aariaboom.com/content/view/564/29
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجازه بدهید در آغاز این یادداشت کوتاه بگویم که نه تنها من به هیچ روی با ارزش های فرهنگ غربی مخالف نیستم، برعکس بر این باورم که فرهنگ همه ی ملت ها ارزش هایی دارد که شایسته ی ستایش اند و قطعا فرهنگ کشورهای غربی و حتی عربی هم از این گونه اند.
اما این هرگز به این معنا نیست که ما به ارزش های فرهنگی خودمان پشت پا بزنیم و نابخردانه شیفته ی فرهنگ دیگران شویم. فرهنگ پربار ما ایرانیان سرشار از آیین های شاد و غرور آفرین است که هر یک به نوبه ی خود جزیی از میراث معنوی بشری به شمار می روند و این وظیفه ی ما ایرانیان را در پاسداشت این میراث ارزشمند بشری از دیگران بیشتر می کند.

مهرگانمن به آرمان جهانی شدن یا فرهنگ جهانی احترام می گذارم؛ اما این بدان معنا نیست که بپذیریم تا یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ ها مسلط شود و این ابزاری بشود برای سلطه ی اقتصادی و سیاسی یک یا چند کشور بزرگ بر دیگر ملت ها.
جهانی شدن از دیدگاه من یعنی این که همه ی ملت ها همچون اعضای یک خانواده، هر آنچه را که دارند بر سر یک سفره  به گستره ی جهان بگذارند و هر یک به فراخور نیازشان از آن توشه برگیرند.

همان اندازه که «کریسمس» حق دارد جهانی بشود، «نوروز» همیشه پیروز هم حق دارد که جهانی شود. همان اندازه که «ولنتاین» حق دارد جهانی باشد، «مهرگان» ما نیز حق دارد که جهانی باشد. حال اگر می بینیم که ما داریم آهسته آهسته آیین های زیبای خودمان را فراموش می کنیم و دل به نغمه های دیگر می سپاریم از دو حال خارج نیست :
یا ما دچار یک بی غیرتی عظیم فرهنگی شده ایم؛ یا در یک خواب عمیق فرهنگی فرو رفته ایم، وگر نه کدام ملت را سراغ دارید که به این آسانی تن به استعمار فرهنگی بسپارد و صدایش هم در نیاید.
شوربختانه چند سال است که ترویج کنندگان فرهنگ غربی می کوشند که جشن ولنتاین را به جای جشن کهن و ایرانی مهرگان در ایران ترویج کنند.

«ولنتاین»(Valentine) که «جشن عشاق» یا «روز پسر» نیز نامیده می شود، همه ساله در 14 ماه فوریه توسط مسیحی ها گرامی داشته می شود. 14 فوریه براساس یک باور قرون وسطایی روز جفت گیری پرندگان است.
نکته ی بسیار مهم دیگر تفاوت بنیادین بین مهرگان و ولنتاین است. مهرگان بر بنیان مهرورزی آگاهانه و خردورزانه و پایدار بر یک پیمان مستحکم اخلاقی بین دو دلداده استوار است. اما ولنتاین بیشتر مروج عشق های کوچه بازاری و سطحی است.

از سوی دیگر مشهور است که در دهه ی سوم مسیحی در رم و در زمان امپراتوری «کلادیوس دوم» کشیشی به نام «والنتیوس» یا «وَلنتاین» که بعدها به نام «سنت ولنتاین» یا «ولنتاین مقدس» معروف شد، برخلاف دستور صریح امپراتور، دختران و پسران را به عقد هم درمی آورد. در آن زمان امپراتور رُم تصور می کرد که سربازان مجرد، نسبت به سربازان دارای همسر، جنگجویان بهتری هستند، از این روی ازدواج را برای سربازان خود ممنوع کرده بود.
امپراتور از این خودسری ولنتاین رنجید و دستور بازداشت او را صادر کرد. اما ولنتاین در زندان هم بیکار ننشست و به دختر کور زندان بان خود دل بست و در پایین اولین نامه ی عاشقانه به آن دختر، نوشت: «از طرف ولنتاین تو ...»

چنان که گفته شد، برخی از پژوهشگران بر این باورند که چون در قرون وسطی روز 14 فوریه را روز جفت یابی پرندگان می دانستند به همین دلیل بعدها که قرار شد روزی را برای عشاق نام گذاری کنند تاریخ 14 فوریه و نام ولنتاین را در هم آمیختند و آن را روز عشاق نامیدند.

ولی گروه دیگر معتقدند که جشن روز ولنتاین یک رسم قدیمی است که ریشه در یک جشنواره ی (فستیوال) رومی دارد. رومی های غیر مسیحی در میانه ی ماه فوریه که برای آنها آغاز بهار بود یک جشنواره به نام «لوپرکالیا»(LUPERCALIA) داشتند. در بخشی از این جشنواره دخترها نام خود را می نوشتند و درون جعبه ای می انداختند و پس از آن هر پسر یک نام را به صورت شانسی از درون جعبه برمی داشت. به این ترتیب آن دو در طول جشنواره به عنوان دوست پسر و دوست دختر با هم بودند. البته در مواردی این دوستی به ازدواج هم می انجامید. بعدها کلیسا تصمیم گرفت که این جشنواره را به نفع خود مصادره کند و به یک جشن مسیحی و یادبود روز اعدام کشیش «سنت ولنتاین» تبدیل کند.

روز ولنتاین تا سده ی 17 مسیحی هنوز روزی ناشناخته بود. در سده ی 18 نوشتن پیام های عاشقانه و ارسال آن به صورت معمول درآمد. امروزه ولنتاین در حقیقت وسیله ای برای ترویج مسیحیت در کشورهای غیر مسیحی قرار گرفته و مبلغان مسیحی از راه ولنتاین می خواهند جایی برای خود در دل مردم باز کنند و بسیاری از بازرگانان کشورهای غربی هم می کوشند تا با بهره برداری از ولنتاین، انواع کارت پستال های پر زرق و برق و محصولات فانتزی خود را به جوانان کشورهای جهان بفروشند و به کسب و کار خود رونق بیشتر دهند و تبلیغات روی اینترنت و شبکه های ماهواره ای تاییدی بر همین نکته است.
گواه این ادعا آمار منتشر شده از فروش انواع هدیه ی روز ولنتاین از شکلات و گل و کارت گرفته تا دیگر اجناس است. برای نمونه طبق آمار در انگلستان در روز 14 فوریه سال 2001 تنها 22 میلیون پوند صرف خرید گل شده است و از سوی انگلیسی ها 7 میلیون شاخه گل سرخ و 12 میلیون کارت تبریک ارسال شده است !!!

اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟
شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند.
در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد.

مهرگان روز عشاق در فرهنگ ایرانی است

یکی از آیین هایی که در روز جشن مهرگان بیش از روزهای دیگر به آن توجه می شود، مهرورزی و ابراز عشق به همه ی همنوعان و نزدیکان، بستگان و دوستان است و افراد به آنانی که عشق می ورزند، هدیه های گوناگون از جمله دسته ای گل بنفشه هدیه می دهند.

مهرگان، این جشن زیبا را پاس بداریم و فراموش نکنیم که تا مهرگان داریم به ولنتاین نیاز نداریم.

و اما در پایان ذکر دو نکته را ضروری می دانم :

نکته نخست اینکه برخی از دوستان می کوشند تا روز «جشن اسفندگان»(سپندارمذ) را به عنوان روز ولنتاین ایرانی معرفی کنند. اما نباید فراموش کرد که روز اسفندگان، روز زن در فرهنگ ایرانی است و هیچ ارتباطی با ولنتاین و پیوند مادی بین یک زوج جوان ندارد. هرچند که ممکن است از نظر زمانی (به صورت اتفاقی) نزدیکی داشته باشند.

نکته بسیار مهم دیگر تفاوت بنیادین بین مهرگان و ولنتاین است. مهرگان بر بنیان مهرورزی آگاهانه و خردورزانه و پایدار بر یک پیمان مستحکم اخلاقی بین دو دلداده استوار است. اما والنتاین بیشتر مروج عشق های کوچه بازاری و سطحی است

+ نوشته شده در  ساعت 23:38  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
روز والنتاین

مقاله ای از سایت ویکی پدیا
------------------------------------------------------------------------

پیشینهٔ‌ تاریخی

تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس به نام والنتاین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 23:32  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

HAPPY VALENTINE
+ نوشته شده در  ساعت 23:27  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم . من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی . ... حالا دومین باره که عاشقت شدم ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده . از هر چی سیبه منتنفرم

+ نوشته شده در  ساعت 16:22  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
تک بیتی

اگه زمونه نامهربونه تومهربون باش

                                            اگه افتاب میسوزونه توسایبون باش
+ نوشته شده در  ساعت 16:20  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
    تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
روزگاری شد وكس مرد ره عشق ندید
    حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما كس نرسید
    همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ارنه
    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
اینهمه قصه فردوس و تمنای بهشت
    گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
    هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه! زآتشکده ماست فروغ مه ومهر
    وه از این آتش روشن که بجان من و توست

+ نوشته شده در  ساعت 16:19  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

زندگی مانند یک مجلس رقص است و برای رقص شریکی لازم است و می خواهم که تو , شریکم باشی با من میرقصی ؟

+ نوشته شده در  ساعت 16:13  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
تک بیتی

اگه تو از پیشم بری من از غمت دق میکنم
                                                    به احترامت جاده رو پر از شقایق میکنم

+ نوشته شده در  ساعت 16:9  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

اگه تو از پیشم بری من از غمت دق میکنم
                                                    به احترامت جاده رو پر از شقایق میکنم

+ نوشته شده در  ساعت 16:9  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می كنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می كردن


http://jbpress.cool.ne.jp/topphoto/pgallery/eetoko/img.files/ichouL.jpg
+ نوشته شده در  ساعت 16:5  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

123.JPG

+ نوشته شده در  ساعت 16:4  توسط یه عاشق  |   
 
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

                                                       هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست

                                                       خرم آن نغمه که مردم بسپارند به گوش
+ نوشته شده در  ساعت 16:4  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

آی خدا دلگیرم ازت

                        ای زندگی سیرم ازت

                                                    آی زندگی میمیرم و

                                                                            عمرم و میگیرم ازت...
+ نوشته شده در  ساعت 21:36  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

اونکه یه وقتی تنها کسم بود
                                    تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم
                                    از درد دوریش من بیقرارم
خیال میکردم پیشم میمونه
                                    ترانه عشق واسم میخونه
خیال می کردم یه همزبونه
                                    نمیدونستم نامهربونه

+ نوشته شده در  ساعت 21:33  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
تک بیتی

این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداس

                                                          خنجر نامردمی حتی تو دست سایه هاس ........

+ نوشته شده در  ساعت 21:31  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
تک بیتی

با من بمون گلم         من کم تحملم



+ نوشته شده در  ساعت 21:30  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
آشیونه با صداى زنده یاد هایده

 هنوز روى درختا فقط جاى كلاغه      گلا پرپرن اى واى یه دیوونه تو باغه

 

 دلم یك گل آتیش تنم كوره داغه       ولى تو همه دنیا دریغ از یك چراغه

 

از اون گوشه دنیا به این گوشه رسیدم         نگین دنیا قشنگه قشنگیشو ندیدم

 

 هنوز غم تو وجودم عذاب سینه سوزه      نگین گریه رو بس كن نگین دنیا دو روزه...

+ نوشته شده در  ساعت 21:29  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
تک بیتی

از غم نامردیها بغض ها در سینه دارم
                                              شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

+ نوشته شده در  ساعت 21:21  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
تک بیتی

ناله را هر چه خواهم پنهانش کنم
                                        سینه گوید که من تنگ امدم، فریاد کن

+ نوشته شده در  ساعت 19:28  توسط یه عاشق  |