تبليغاتX
یه عاشق

یه عاشق

 
 
About Me

وقتی عشق می آید كسی نمی بیند ولی وقتی میرود همه می بینن

عاشقشم

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
پنجشنبه سی ام خرداد 1387

مرام ما تو عاشقي يك دلي و صداقته
وقتي ميگم نوكرتم اين آخر رفاقته...
+ نوشته شده در  ساعت 23:8  توسط یه عاشق  |   
 
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387

الا اي آنكه با ما عهد بستي، چه آسان رشته ي پيمان گسستي؟ نمك خوردي و رفتي نوش جانت، چرا ديگر نمكدان را شكستي؟ اگر عاشق شدن يك گناه است، دل عاشق شكستن صد گناه است
+ نوشته شده در  ساعت 14:16  توسط یه عاشق  |   
 
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

........................کاش

کاش قلبم درد پنهانی نداشت

چهره ام هرگز پریشانی نداشت

برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک  روز بارانی نداشت

کاش میشد راه سخت عشق را

بی خطر پیمود و قربانی نداشت

+ نوشته شده در  ساعت 13:29  توسط یه عاشق  |   
 
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

خدایا انکه در تنهاترین تنهایی ام تنهای تنهایم گذاشت تو به حق تنهایی ات در تنهاترین تنهایی اش تنهای تنهایش نذار   

+ نوشته شده در  ساعت 13:28  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

روزنامه پیچیدم ، توی جعبه ای گذاشتم...
خوب و محكم اونو بستم ، راه دیگه ای نداشتم
بردمش اداره ی پست ، دادمش برات بیارن...
دل ُ تحویل نگرفتن ، پیش ِ بسته ها بزارن
گیر دادن دلت بزرگ ِ ، نمی شه اونو فرستاد...
مونده بودم چه كنم من ، دل من یاد تو افتاد
یاد ِ اون روزی كه قلبت یه دفعه مثل یه سنگ شد...
خاطراتت یادم اومد، دل ِ من دوباره تنگ شد
حالا من این دل ِ تنگ ُ میدمش برات بیارن...
این دفعه می شه فرستاد ، انگاری حرفی ندارن
دل ِ من قد ِ یه دنیا تو رو دوست داره همیشه...
پیش ِ من باشی، نباشی، عاشق ِ هیشكی نمی شه

+ نوشته شده در  ساعت 11:31  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

عمری است که تو را در خواب می بینم

می بینم که تنهای تنها از ترانه ها می آیی

تا به روی چشمانم قدم بگذاری

یاد آن قصه های نگفته می افتادم

و یاد آن لحظه هایی که بی تو می مردم

تو که نباشی کوچه های دلم بوی اقاقی ندارد

در بیدری به کنارم بیا و نگذار به آخر خط برسم....

+ نوشته شده در  ساعت 11:26  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

خانه ام بی آتش ،
دست هایم بی حس و نگاهم نگران ...
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس
این قلم ، این کاغذ ، این همه مورد خوب !!!
راستش می دانی ؟ طاقت کاغذ من طاق شده ،
پیکر نازک تنها قلمم ، زیر آوار دروغ خرد شده !!!
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس ...
می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس ،
طاقتش را داری که ببینی هر روز ،
زیر رگبار نگاهی هرزه
صد شقایق زخمی و هزار نیلوفر بی صدا می میرد ؟!!!
اگر اینگونه ای آری بنویس ،
من دگـر خسته شـدم ...
باز تا کی به دروغ بنویسم :
" آری می شود زیبا دید !! می شود آبی ماند !!! "
گل پرپر شده را زیبایی ست ؟!
رنگ نیرنگ آبی ست ؟!
می توانی تو بیا ، این قلم ، این کاغذ ...
بنشین گوشه ی دنجی و از این شب بنویس !!
قسمت می دهم امّا به قلم ،
آنچه می بینی و دیدم بنویس
از خدا ،
از قفس خالی عشق ،
از چراگاه هوس ،
از خیانت ،
از شرک ،
از شهامت بنویس !!!
بنویس از کمر بـیـد شکـسته ،
آری از سکـوت شب و یک پنجره ی ساکـت و بـسته ،
از من
" آنکـه اینگـونه به امّـید سبب ساز نـشـسته "
از خود ...
هـر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکـش :
(( صحنه ی پـیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا ... ))
حمله ی خفاشان ، مردن گـنجشکان !!!
جرأتش را داری کـه بـبـینی قلمت می شکـند ؟ کاغـذت می سوزد ؟!
طاقـتش را داری کـه بـبـینی و نگـویی از حق ؟!
گـفـتن واژه ی حق سنگـین است
من دگـر خـسته شـدم
می توانی تو بیا ، این قـلم ، این کاغـذ
این همه مورد خوب ...

+ نوشته شده در  ساعت 11:24  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

الفباى درد از لبم مى تراود
نه شبنم ، كه خون از شبم مى تراود
سه حرف است مضمون سى پاره دل
الف. لام. میم. از لبم مى تراود
چنان گرم هذیان عشقم كه آتش
به جاى عرق از تبم مى تراود
ز دل بر لبم تا دعایى برآید
اجابت ز هر یاربم مى تراود
زدین ریا بى نیازم ، بنازم
به كفرى كه از مذهبم مى تراود
+ نوشته شده در  ساعت 11:19  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
نی شکسته

نی شکسته
 
 
 با این دل ماتم زده آواز چه سازم
 بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم

 در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز
 با بال و پر سوخته پرواز چه سازم
 گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات
 با این همه افسونگری و ناز چه سازم

خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر این راز چه سازم
 گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز
 با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم
 تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست
 از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم

ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود
دو از تو من دل شده آواز چه سازم
 
 
Wow
+ نوشته شده در  ساعت 11:17  توسط یه عاشق  |   
 
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

در مورد پست قبلی هیچ کس نمیخواد نظر بده؟

 
+ نوشته شده در  ساعت 10:47  توسط یه عاشق  |   
 
دوشنبه بیستم خرداد 1387

یکی از دوستان اف گذاشته بود که اگه یه روز عشقت بگه دیگه دوستت ندارم و از پیشت بره چی کار میکنی.اول جواب بده و بعد برای همه بفرست.هر کسی یه چیزی نوشته بود
برو گم شو/به درک/اصلا برام مهم نیست/به .../و خیلی چیزا دیگه...
که از طرز جواب دادنشون پیدا بود که نه اونا عاشق بودن، نه اونا عشقشون

اما من اگه از پیشم بره باز منتظر می مونم.انقد منتظر می مونم تا اونم منو دوست داشته باشه.شاید اون به من خیانت کرده باشه، ولی اگه عشق واقعیم باشه حاظرم برای همیشه تنها بمونم تا یه روز که دوباره برگرده

شما چه کار می کنید؟
+ نوشته شده در  ساعت 17:24  توسط یه عاشق  |   
 
دوشنبه بیستم خرداد 1387

به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد؛ به چشمانت بیاموز که به چشم به راه بودن عادت نکند ؛ بیاموز که به در خیره نماند. به چشمانت بیاموز که برای هر کسی بیخواب نشود. به زبانت بیاموز که هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد. به زبانت بیاموز به هر کسی نگوید دوستت دارم. به لبانت بیاموز هر لبی ارزش بوسیدن ندارد. به پاهایت بیاموز هر راهی ارزش رفتن ندارد. به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکند . به اشکهایت؛ آن مروارید ها که بسیار عزیزهستند بیاموز که برای هر کسی نریزند. به دستانت بیاموز ؛ به آن دو بیاموز که هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد. به قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد ولی عاشق هر کسی نباشد 

 

 

 

 

 

                

+ نوشته شده در  ساعت 14:24  توسط یه عاشق  |   
 
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

 
+ نوشته شده در  ساعت 20:11  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

تلف کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را  

        چه سود از زندگانی چون تلف کردم جوانی را
+ نوشته شده در  ساعت 23:13  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! هیچ خیال نیست!!! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

+ نوشته شده در  ساعت 23:11  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید
    بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
    بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید

+ نوشته شده در  ساعت 23:9  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

2.jpg

 
 
 
بیا . . .
 
 
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم

و تازه، داشته باشد، بیا گناه کنیم

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد

بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی

تمام آخرت خویش را تباه کنیم

نگاه، نقطه آغاز عا شقیست، بیا

که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

اگر بخاطر هم عاشقانه برخیزیم

نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

برای شادی لحظه ها ، هم که شده

بیا، گناه ندارد به هم نگاه کنیم .
+ نوشته شده در  ساعت 23:6  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

 
 
+ نوشته شده در  ساعت 23:6  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني

اما وقتي ديدديش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي

 

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک

 

گونه  هاتو  خيس کنه اما  مجبور باشي بخندي تا نفهمه

 

که هنوز دوستش داري

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط یه عاشق  |   
 
شنبه هجدهم خرداد 1387

وقتی که هیچ چیز جز عشق نداشته باشی، خواهی فهمید که با عشق همه چیز داری

+ نوشته شده در  ساعت 18:20  توسط یه عاشق  |   
 
جمعه هفدهم خرداد 1387

چند روزیه که خیلی دلم گرفته
چند روزیه که صداشو نشنیدم
چند روزیه که حرفاشو نشنیدم
چند روزیه که حرفامو ریختم تو دلم
چند روزیه که کارم شده فکر کردن به گذشته
چند روزیه که کارم شده غصه خوردن
چند روزیه که خیلی دلم واسش تنگ شده
چند روزیه که ازش خبر درست حسابی ندارم.نمی دونم حالش چه طوره
چند روزیه که ...
البته بهتره به جای چند روز بگم خیلی وقته.
بهتره بگم نزدیک یک ماهه

بهتره بگم دارم از دلتنگیش دارم دیوونه میشم
خیلی دلم واسش تنگ شده
واسه اون خنده های خوشگلش
واسه اون ناز کردناش
واسه اذیت کردناش
واسه قهر و اشتی کردناش
واسه کنار خودم حس کردنش

دلم گرفته از این که دیگه حتی قدرت اینو ندارم که بهش بگم دوست دارم
دلم گرفته از اینکه دیگه نمیتونم باهاش دردودل کنم
دلم گرفته از اینکه دیگه خدا به حرف دلم گوش نمیده

دلم از این دنیا گرفته
از دنیایی که با ادماش دست در دست هم دادن تا اونو از من بگیرن
از دنیایی که با ادماش نذاشتن اون عشق منو باور کنه
از دنیایی که با تمام بی رحمیاش کاری کرد که منو مثل اون نامردی که بهش خیانت کرده باور کنه
از دنیا و ادماش که نذاشتن عشقمو بهش ثابت کنم
از دنیایی که اونو از من گرفت و منو با چنتا عکس تنها گذاشت
من اگه این چنتا عکسم نداشتم تا حالا دغ کرده بودم
هر شب به امید اینکه صدای خوشگلشو میشنوم، خنده هاشو میشنوم میخوابم
صبح به امید تلفنش چشم به راه میمونم تا اخر شب
اما نه...
نه زنگی، نه پیامی

الان یک ماهه که شدم مثل دیوونه ها
نمیدونم چه طوری شبو صبح میکنم، صبح و شب

خیلی دلم گرفته

+ نوشته شده در  ساعت 22:55  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387

7
+ نوشته شده در  ساعت 22:19  توسط یه عاشق  |   
 
سه شنبه هفتم خرداد 1387

گاه یک لبخند آنقدر عمیق می شود که گریه می کنم. گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی است که با آن زندگی می کنم. گاه یک نگاه آنچنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کند.گاه یک عشق آنقدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم

+ نوشته شده در  ساعت 22:0  توسط یه عاشق  |   
 
سه شنبه هفتم خرداد 1387

خونه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

   سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو

                ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم

                       لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم

                            روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت

                                            تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت

                                                                         ای همه ی وجود من نبود تو نبود من...!!؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 21:58  توسط یه عاشق  |   
 
سه شنبه هفتم خرداد 1387

كاش دیگر دست من گیری كه افتادم ز پا

کاش دست از ناز برداری که من رفتم ز دست
+ نوشته شده در  ساعت 21:55  توسط یه عاشق  |   
 
یکشنبه پنجم خرداد 1387

+ نوشته شده در  ساعت 19:39  توسط یه عاشق  |   
 
یکشنبه پنجم خرداد 1387
عشق يعني

عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يك روياي نرم
عشق يعني يك بيابان خاطره
عشق يعني چهارديواري بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش كر
عشق يعني ديدني با چشم كور
عشق يعني غرقه گشتن در سراب
عشق يعني حلقه هاي بي حساب
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني زرد تنها و غريب
عشق يعني سرخي ظاهر فريب
عشق يعني هر چه تنها ماندنيست
عشق يعني هر چه را دل كندنيست
عشق يعني يك سئوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب
عشق يعني تكيه بر بازوي باد
عشق يعني حسرتت پايينده باد
عشق يعني خسته بودن از فريب زندگي
عشق يعني درد بردن از غم بالندگي
عشق يعني هر چه گفتن ، هر چه كردن ، بهر او
عشق يعني هر زمان تنها شنيدن نام او . . . . . . .

+ نوشته شده در  ساعت 19:36  توسط یه عاشق  |   
 
جمعه سوم خرداد 1387

پاینده باد خلیج همیشه فارس

پاینده باد ایران
+ نوشته شده در  ساعت 21:30  توسط یه عاشق  |   
 
چهارشنبه یکم خرداد 1387

A Boy Liked A Girl Working In A CD Shop Very Much. But He Did Not Told Her About His Love. Everyday He Was Going To The CD Shop, And Buying A CD Just For Talking To Her. After A Month He Died. When The Girl Went To His House And Asked About Him, Boy's Mom Said That He Died, And Then Mother Took The Girl To Boy's Room. She Saw All The CDs Unopened. The Girl Cried And Cried And Finally Died.You Know Why She Cried? Because She Had Kept Her Own Love Letters Inside The CD Packs. She Also Loved Him. Moral Of The Story : If You Love Someone, Say To Him/Her Directly. Don't Wait For The Destiny To Play The Role
+ نوشته شده در  ساعت 13:16  توسط یه عاشق  |